تبليغاتX
۞ عکس های خوشگل از خوشگلا ۞ - طنز سير تكاملي دختر خانم ها در طول تاريخ
designer:Mehdi Moghimi
منوي کاربري

پيغام مدير : به شما كاربر گرامي سلام عرض مي كنم . اميدوارم در اين وبلاگ دقايقي خوبي را سپري كنيد . براي آگاهي از امكانات اين وبلاگ خواهشمنديم كه تا آخر صفحه اين وبلاگ را مشاهده نماييد .

   ...............................   اين وبلاگ را صفحه خانگي خود كنيد !    به مدير وبلاگ ايميل بزنيد !    ذخيره كردن صفحه!   اضافه کردن اين وبلاگ به علاقه منديها!   لينک RSS  
site map site map ror html site map
  Add to Technorati     ..............................

لينك دوستان
چت بامديـــــر
جستجوگر

Google
  
            
     در كل اينترنت
     در اين سايت

تبليغات

آرشيو
پربيننده ترين مطالب
طراح قالب
طنز سير تكاملي دختر خانم ها در طول تاريخ

سال 1230 : مرد:دختره خير نديده من تا نكشمت راحت نميشم…..

زن:آقا حالا يه غلطي كرد شما ببخشيد!نا محرم كه تو خونمون نبود.حالا اين بنده خدا يه بار بلند خنديد…!!!

مرد: بلند خنديده؟ اين اگه الان جلوشو نگيرم لابد پس فردا مي خواد بره بقالي ماست بخره. نخير نمي شه بايد بكشمش….

بالاخره با صحبتهاي زن ، مرد خونه از خر شيطون پياده مي شه و دختر گناهكارشو مي بخشه.

سال 1280:مرد: واسه من مي خواي بري درس بخوني؟

مي كشمت تا برات درس عبرت بشه. يه بار كه مُردي ديگه جرات نمي كني از اين حرفا بزني. تو غلط مي كني. تقصير من بود كه گذاشتم اين ضعيفه بهت قرآن خوندن ياد بده. حالا واسه من ميخاي درس بخوني؟؟؟

زن: آقا ، آروم باشين. يه وقت قلبتون خداي نكرده مي گيره ها!

مرد( با نعره حمله مي كنه طرف دخترش ): من بايد بكشمت. تا نكشمت آروم نمي شم. خودت بياي خودتو تسليم كني بدون درد مي كشمت

بالاخره با صحبتهاي زن، مرد خونه از خر شيطون پياده مي شه و دختر گناهكارشو مي بخشه

سال1330:مرد: چي؟ دانشسرا (همون دانشگاه خودمون) حالا مي خواي بري دانشسرا؟ مي خواي سر منو زير ننگ بكني؟ فاسد شدي برا من؟؟ شيكمتو سورفه (سفره) مي كٍونم

زن: آقا، ترو خدا خودتونو كنترل كنين. خدا نكرده يه وخ (وقت) سكته مي كنين آ

مرد: چي مي گي ززززززن؟؟ من اگه اينو امشب نكوشم (نكشم) ديگه فردا نمي تونم جلوي اين فسادو بيگيرم. يه دانشسرايي نشونت بدم كه خودت كيف كٍوني

بالاخره با صحبتهاي زن، مرد خونه از خر شيطون پياده مي شه و دختر گناهكارشو مي بخشه

سال1380:مرد: كجا؟ مي خواي با تكپوش (از اين مانتو آستين كوتاها كه نيم مترم پارچه نبردن و وقتي مي پوشيشون پستي بلندي پيدا مي كنن) و شلوارك (از اين شلوار ها كه خيلي كم پارچه اسراف مي كنن!) بري بيرون؟ مي كشمت. منتو رومي كشم

زن: اي آقا. چي كار به كارش داري. الان ديگه همه همينطورين (شما بخونيد اكثرا).

مرد: مناينطوري نيستم. دختر لااقل يه كم اون شلوارو پائين تر بكش كه تا زانوتو بپوشونه. نهنهنمي خواد. بدتر شد. همون بالا ببنديش بهتره

سال1400:زن: دخترم. حالا بابات يه غلطي كرد. تو اعصاب خودتو خراب نكن. لاك ناخنت مي پره. آروم باش عزيزم. رنگ موهات يه وقت كدر مي شه، بسشه ديگه مامي. باباتم قول مي ده ديگه از اين حرفا نزنه

بالاخره با صحبتهاي زن، دخترخونه از خر شيطون پياده مي شه و باباي گناهكارشو مي بخشه !!

[+] نوشته شده توسط مهدی در 11:43 | |

:: مطالب پيشين

Display Pagerank